پارت چهارده :


آنقدر سرعت ماشین بالا بود که اشکان دستگیره بالای سرش را محکم توی دست گرفته بود. ناگهان خاکی که از چرخ‌ها بلند شد از لای پنجره نیمه باز داخل آمد. اشکان اخم کرد.
- ببین چی‌کار کردی...
سورن شیشه‌ها را بالا برد و همچنان توی جاده تاریک سرعت گرفت. نگاهش را به نور‌هایی دوخت که یک جایی در انتهای این تاریکی سو سو می‌زدند و او به سمتشان می‌راند. در میانه‌های راه دو وَن سیاه که از قبل ان

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir سورن همایونفر
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان میکائیل
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان اشکان
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان مریم
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان نیلی
رمان دانلود رمان عاشقانه مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوتدی در دنیای رمان سهند
رمان مافیایی مهمیزهای سیاه از آزاده دریکوندی در دنیای رمان https://novelonline.ir ستایش
رمان عاشقانه, رمان مافیایی کاور دیگری از رمان
تصویر شخصیت سورن در رمان مهمیزهای سیاه تصویر دیگری از سورن
آخرین نظرات ارسال شده
  • آریانا

    0

    سورن اعصاب نداره کلاً😂😂

    ۱ ماه پیش
  • اسپایدرمن

    0

    بیچاره اشکان گشنه موند بعد سورن بازم داره یه آدم دیگه میکشه😅🔥

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    وای چقد سورن وحشیه... خدا چی بین ادمات میگذره

    ۱۱ ماه پیش
  • Asal

    0

    خیلی ممنونم آزاده جون بابت نوشتن این رمان بسیار خفن بزن بزن

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربونت مرسی از همراهی پر انرژیت😍

    ۱۲ ماه پیش
  • Negin

    0

    واقعا خسته نباشید از رستوران بگو تا دامداری واقعا این اشکان به رو خودش نمیورد وگرنه مثل بید از سورن ترسیده بود

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم نگین عزیزم🥰

    ۱ سال پیش
  • آیرین

    0

    میشه سورن کادوپیچ کنید بدید مال من بشه😃

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    متاسفانه تقاضا زیاده و عرضه کم🤷🏻

    ۱ سال پیش
  • حدیث

    0

    وای سورن... وای خدا ی مرد همین شکلی نسیب همه کنه ه خفنه هم همه ازس میترسن هم... من دیگه ادامه نمیدم

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    یه مرد همین شکلی؟ قاتل و قاچاقچی؟😂

    ۱ سال پیش
  • Via

    0

    توصیفات و فضاسازی داستان فوق العاده س

    ۱ سال پیش
  • Via

    0

    سورن واقعا بی رحم و وحشیه

    ۱ سال پیش
  • آیرین

    0

    واییی چقدر قشنگ فضاسازی شده بود سورن گنگ کی بودی تو 😁😎✌🏻 خوش به حال دختری که سورن عاشقش بشه😭😂

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    وای که چقد بی رحمه و میدونه چیکار کنه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی زیاد😶

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر س

    1

    حداقل می ذاشتی اشکان غذاشو بخوره.سرد شد دیگه😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    با روح و روانم بازی میشه پارت هایی که غذا دارن😔

    ۲ سال پیش
  • Setareh

    0

    سورن واقعا دیوانس وخیلی خطرنااااکککککک😱

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    شدید دیوونه‌اس😅

    ۲ سال پیش
  • عسل

    0

    تصویر سازی فوق العاده رمان ادم و به وجد میاره واقعا ! قلم شما عالیه خانم دریکوندی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم🤩💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • Zahra

    0

    آزاده خانم شمارسما داری یک سریال رو کارگردانی میکنی تبریک میگم👏👏

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم از لطفت عزیزم🤩💚💚💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️