پارت شصت و ششم :


یک لقمه ی چپش کرد.
-گرسنه بازی ها چیه در میاری؟ می گفتی زودتر برات غذا می‌‌آوردم.
با صدای آرامی این جمله ی پر تمسخر و کنایه دارش را به زبان آورد. چشم های‌م را در کاسه چرخاندم و زیر لب زمزمه کردم:
-ساکت شو.
-ایش...بی تربیت.
از تعجب چشم‌هایم اندازه نلعکبی گرد شدند. بعضی وقت ها بین باور این آرن دلقک و آن هانتر ترسناک می ماندم.
سرم را با تاسف تکان دادم و کمی از اب پرت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • امید ss

    2

    بسیار عالیه قلم زیبایی دارین وممنون که تو آین اوضاع رایگان گذاشتین که هم استفاده کنن

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    رمانت خیلی خاصه هیچوقت از ذهنم بیرون نمیره

    ۲ سال پیش
  • الیسا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • مهسا جون دلم

    1

    حدیث جان سلام عرض شدرمانت عالی بود دمت گرم من یک نظر دارم اینکه اگر الیسا بفهمه که آرن از چی کینه داره حتما به اون حق می ده و این باعث میشه که نفرت آلیسا از آرن به عشقی خالص تبدیل بشه. درست گفتم حدیث

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    شاید :))

    ۲ سال پیش
  • helia

    0

    عالی بود

    ۲ سال پیش
  • Ziba

    0

    بهترین و هیجان انگیز ترین رمانیه که تا الان خوندم دارم میخونم👌مرسی نویسنده 😘

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😍🤍جاناا

    ۲ سال پیش
  • نیا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی حدیث جونم 💋❤️گل کاشتی مثل همیشه 💋💋وایییی رفت الیسا رو بغل کرد و خوابید چقدر قشنگ 😍😍

    ۲ سال پیش
  • ♧◇♡♤

    1

    ای جان من اصلا تو رمانتیک بودن هانتر موندم که میخواد تو قراره اول آدم بکشه😍 احتمالا به جای گل سر فرید یا سارا رو به عنوان هدیه به الیسا بده😂

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥰😍😂

    ۲ سال پیش
  • سکوت

    2

    ولی الیسا و هانتر چقدر با ادبن...من جای الیسا که بودم چهارتا فحش رکیک میدادم و زبونم براش در می آوردم.یعنی چی گرسنه بازی ها چیه در میاری؟خب گشنشهههه😑

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ سال پیش
  • خانوم لوبیا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • R

    2

    ای بابا چه بد جا🥺

    ۲ سال پیش
  • رونیا

    2

    دوباره باید صبر کنم چهار روز خوب العان دقیقا چی شو بزار ببینم هانتر جان چه نقشه ایی داره که به عشقش میگه قرار اولمووووونننن

    ۲ سال پیش
  • هستی

    3

    ای خدا من مردم حالا چجوری صبر کنم حدیث جون چه پارت هیجانی که بد جایی هم تموم شد🥺🤒

    ۲ سال پیش
  • مبی

    1

    عی خدا من چطور صبر کنم 😭 ولی از حق نگذریم خیلی عالی بود مرسی لایک داری حدیث جون 😍😘👍

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️