مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت صد و دوم :
آخرین دکمهی پیراهنش را هم بست و لبههای آن را خیلی مرتب و با دقت توی شلوارش فرو کرد. کمربندش را بست و سر جای چرخی خورد و به فریال نگاه کرد که پشت به او دراز کشیده بود. یک سال و نیم او را کنار خودش داشت... عاشقش بود و تمام محبتش را برای او خرج میکرد. همین دختر بارها حواس مردانهاش را فعال کرده بود و حالا...
فریال پشت به او روی تختش دراز کشیده بود. لبش را میگزید و پلکهایش را روی هم می
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عمش نه ماه دیگه مشخص میشه🤣🤣🤣
۱ سال پیشZoha
0آقا یعنی توی این پارت معین و فریال رابطه ی... داشتن؟؟؟ چقدر زووود
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره داشتن... اتفاقا قراره به همین چقدر زود پرداخته بشه و خجالتشون بدیم🤭
۲ سال پیشمهلا
0💜🥰💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚
۲ سال پیشماا
0نازنینه مارموز بتوچه اخه فریال دوس داره بی حجاب باشه😐
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نمیفهمه دیگه... واقعا واسش متاسفم☹️
۲ سال پیشمرجان
0چرا احساس می کنم معین الان که دیگه با فریال بود و به نوعی به اون خواسته اش رسید نکنه بی میل بشه به فریال حس میکنم اینجوری بشه 😭🥲😐☠️🔪
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بیچاره معین که این همه توی رمان قضاوت شد🙈
۲ سال پیشایلما
0معین همه کارهاش خاص🙈حالا فرهاد و بگی شیطونی کنه یچیزی😜ولی معینم مرد انتظار می رفت همچنین کاری🤨نازی ور پریده😐
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بله دیگه... انتظار میرفت☺️
۲ سال پیشZarnaz
03️⃣ 4-یادم نمیاد فرقشون🙈عالی بود مرسی آزاده جونم 💋💋
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت مرسی💚
۲ سال پیشنشمین
1خدا قوت گوگولی چ زود ب سیم آخر زدی😅
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اتفاقا نزدیک دو سال انتظار کشید بنده خدا🙈
۲ سال پیشZarnaz
0خیلی خوبه باعث خنده ات شدیم هر نظر میخوندی کلی خندیدیا🤣😝عالی بود مرسی آزاده جونم 😍3️⃣ 1-خیر یا تاس توش بوده یا اونی که من میدونم تو هم میدونی😁😝2-نه چون فریال به حرفش گوش نمیده😁3-نمیدونم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا منم امیدوارم فریال به حرفش نباشه🤔
۲ سال پیشZarnaz
02️⃣فرهاد میرزامون همیشه این کارها میکنه و شیطونی میشه ولی کار معین هم یهو ای بود هم شکه کننده هم هیجانی بود😍اصلا درجه یک بود پارت 101😍😎😁و معین نباید خجالت بکشه بازم انجام بده🤣😝تا به میلیونهابرسی
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
راستش معین خجالت نکشید ولی شما با کامنتهاتون خیلی خجالتش دادید 😂
۲ سال پیشZarnaz
01️⃣ واقعا خیلی خوب میشد اگه افراد واقعا به عقاید هم احترام میزاشتن و من مثل تو با مینا موافقم😍حرفش کامل درست بود و عاشقش شدم😍💋
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
واقعا دنیای قشنگی میشد💔
۲ سال پیشمنیر
0🌺❤️💚
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😘💚💚
۲ سال پیشPrya
0😂😂😂😂😂😂😂😂😂کامنتارو خوندم دیگه حرفی برا گفتن نمیمونه فقط همه رو لایک کردم با تشکر
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بعد از کامنتها هیچی دیگه نمونده باقی😂
۲ سال پیشنیلوفرسامانی
0خداقوت معین جانم🤣🤣🤣 ای عطا بفهمه🤣
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😂😂😂معین بیچاره چقدر تو چشم شد
۲ سال پیشZahra
1نقطه قوت رمان های شما اینه که نسخه واقعی آدم هارو نشون میدی حالا الان معین از فری اجازه بگیره واونم کلی ناز کنه و....اینا واسه رمان های آبکیه.راستش ماجرا غیر منتظره بود ولی غیر واقعی نبود دمت گرم😘
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
قربونت عزیزم مرسی از لطفت😍دقیقا معین نیازی نداشت در این مورد ناز فریال رو بکشه چون میدونست دلش بدجور باهاشه😍😍
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Roghayyeh
0آقا من دیگه از معین انتقاد نمیکنم حرکتش خیلی عمیق بود🫥🤐🤐🤐