پارت شصت و چهارم :

فریاد فرید به هوا رفت و معترض شد. هر دوی آن ها توی یک شرایط گیر افتاده بودند اما فرید خوش خیال و سارا نا امید بود.
تیدا یکهو افسار پاره کرد و جیغ کشان پشت سر هم تکرار کرد:
-ما میریم ما میریم ما میریم. هیچکس زنده نمی مونه!
فرید از همان فاصله ی تقریبا دور سرش داد کشید:
-ببند دهنت رو آشغال...نمی میریم فهمیدی؟ فهمیدی؟
وقتی صدای تیدا قطع شد خشم فرید هم کم کم آرام شد. توی وضعیتی بÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    1

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ای لاو هانتر

    4

    یه سگ کمتر... دلم خنک شد

    ۲ سال پیش
  • الیسا

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • Najme

    1

    حدیث جان قبول نیست چرا نصف این پارت تو *** نبود عه؟😂ولی خداییش دلم برا آرن میسوزه بیماریش خیلی بده وایی وقتی گفتی این رمان هیجانی تره باور نکردم ولی جدی جدی بهتر از جوخه بیوه ها نبود کمتر هم نیی🤩

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🥺😍❤️

    ۲ سال پیش
  • Najme

    1

    واییی زبونتو گاز بگیر باباتازه الیسا فقط همش اونو برد مهمونی برا عوض کردن حالش هااا از کجا میدونست نورِ *** ،خرتر میشه یعنی دوس دارم با اینکه خواهر آرن هس ولی اگ زنده بود اینقد بزنم سرش آدممممم شهههههه

    ۲ سال پیش
  • شماره شیش سابق

    2

    حس میکنم ازرائیل و هانتر باهم تو رقابتن

    ۲ سال پیش
  • هستی

    0

    از شهر چابهار

    ۲ سال پیش
  • سکوت

    0

    من تنهاکسی ام که دلش میخواد الیسا هم مجازات بشه مثل بقیه؟ منظورم همون مرگه...☠

    ۲ سال پیش
  • FoZoL

    0

    ووووییی 😂💔

    ۲ سال پیش
  • فاطمه

    1

    الهی بچه مون عاشق شد🤣🤣عاشقی اصلا بهش نمیاد چون همش یا انتقام یا ترس حالا باید دید عروسک عاشق میشه که ۱۰۰٪ عاشق این هیولا بقول عروسک نمیشه 🤪

    ۲ سال پیش
  • رونیا

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😂♥️توی تیم هانتری

    ۲ سال پیش
  • الیسای هانتر

    3

    رمان خوان های عزیزی که در مراسم خاکسپاری ما را یاری دادند..... 😂

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😂😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    1

    ازالیسا خوشش میاد ولی توروش وحشی میشه واز اونورم میدونم ومیدونه یزره به الیسا بخنده جوگیر ووحشی میشه همون خوب که بهش محل نمیده چون این دختر محاله عاشق بشه 🤣😁 دوستان یه سوال هرکدوم از کدوم شهرین ؟

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    😂😂

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    هنوز دلیل اصلی هانتر مشخص نشده برای این کاراش ممنون حدیث جون💐

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    نه نشده

    ۲ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    نه نشده

    ۲ سال پیش
  • خانوم لوبیا

    0

    مرد راحت شد

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️