گیلدا به قلم مرضیه اخوان نژاد
پارت دویست و بیست و یک :
برایم سوال بود او که گفته بود اینجا ویلای دوستش است، چطور او در اینجا اتاقِ خصوصی دارد؟
در آن اتاق را بستم و سروقتِ اتاقِ دوم رفتم. اتاقِ سادهای بود. یک تخت تکنفره آنجا بود با یک کمد لباس خالی. دیگر سروقت اتاق سوم نرفتم و همان اتاق را برای خودم انتخاب کردم.
لباسهایم را یکی یکی از چمدان بیرون کشیدم و داخل اتاق آویزان کردم. چمدان خالیام را نیز زیر تخت گذاشتم و تنِ خستهام
لطفا صبر کنید...
