مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت هشتاد و نهم :
به طرف فریال چرخید و بالاخره نگاهش کرد. برای چند لحظهی طولانی... و دوست داشت بیشتر طولش بدهد. فریال قدم برداشت تا از او گذر کند و قفل در را باز کند.
- واسه چی قفل کردی؟
سر راهش به معین که رسید بازویش توی دست او کشیده شد.
- از این یارو خوشم نمیاد. دوست ندارم دور و ورت ببینمش!
لحن طلبکارانهاش به فریال بر خورد. بازویش را از دست او جدا کرد و تیز نگاهش کرد.
- مگه نظر تو مهمه؟ ما ج
مطالعهی این پارت حدودا ۱۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۸۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه ❤️
2معین بیچاره هم میخواد نزدیک باشه هم نمی خواد دودل بچه م😁😁😅 نوچ نوچ گناه داره🙈💜💜🌟🌟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بیچاره مزه کرده براش ولی وجدان فضول نمیذاره🤣
۲ سال پیشRoghayyeh
0این بچه خیلی مثبته برادر من یه حرکتی بزن دیگه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چجور حرکتی؟🙈
۲ سال پیشRoghayyeh
1باید بره پیش فرهاد دوره ببینه😂اون استاده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🤣🤣🤣
۲ سال پیشمینو
2تابحال آنقدر از آشتی.دو معشوق خوشحال نشده بودم صادقانه لبخند به لبم اورد
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای با وجود این همه تفاوت خیلی قشنگن🤩
۲ سال پیشمینو
1تابحال آنقدر از آشتی.دو معشوق خوشحال نشده بودم صادقانه لبخند به لبم اورد
۲ سال پیشعاطفه
0اهاحالاشد
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشمیترا
1وای دست راست آقا عطا من چقدر از مرتضی بدم میاد😡😡😡
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
وای دلت میاد؟😅مرتضی محبوب خیلی ها بود
۲ سال پیشمنیر
0آخیش، آشتی کردن😘
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آرههههه😍😍
۲ سال پیشایلما
01اره حق داره معین 🥲۲ خواست چیزی گفته باشه😂۳امیدوارم🥹۴سخت بهم رسیدن و..☹️۵اینکه فرهاد سرخود ازدواج کرد ولی این دوتانمیتونن🥲۶فرهادو گلشن
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
برگ برندهی فرهاد این بود که اولا تک پسر بود و خیالش راحت دوم اینکه به خاطر پسر بودن نیازی به اجازهی پدر برای عقد نداشت.... فریال این شرایط رو نداره🥺
۲ سال پیشایلما
0داداش خوب داشتم برای همچنین روزای خوبه مثل رضاومحمد😁😂ببین چه پیشرفتی کرده ازاین به بعد بایدکلاس فوق العاده م براش بزارن😂😂😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم استعداد داشته که پیشرفت کرده😂
۲ سال پیشنفس
0بلاخره آشتی کردن😊
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
هی ناز بیخود میکردن این مدت وقت ما رو هم گرفتن😂
۲ سال پیشfafa
0سلام آزاده جون...واقعا از ته دل میگم خودت فوق العاده ای که نوشته هات انقد عالی هستن....
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام عزیزم💚 وای مرسی شگفت زده شدم واقعا😍😍 و احساساتی...🙈💚
۲ سال پیشمهلا
0💜🥰🤩😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
😍💚
۲ سال پیشرویا (فن معین)
0۱ آره ۲ بحث ثبات نیست که اگه بود معین باید یه لحظه عاشق بود یه لحظه نه و همش لجبازیه ۳ هر دو ۴ نمیدونم ۵ گلشن چندشه فریال ن و معین خیلی بهتر از فرهاده 😌 ۶ اینم گفتن نداره😎 (یه درصد من با گ آروم بشم)
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اینجا یکی داره میگه معین از فرهاد بهتره..... بر طبل شادانه بکوب....😂
۲ سال پیشرویا (فن معین)
0ولی فکر کنم کامنتم با سیل دیس لایک ها مواجه بشه 😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خدا پشت و پناهت عزیزم😂
۲ سال پیشمرضیه
1خدارو شکر ب هم رسیدن بلاخره😍😍
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
این مرحله آسونی بود. فعلا غول مرحله آخر که عطا باشه مونده😅
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

پریییی
0واقعا چقدر عشق قشنگه قلبم رفت براشون🫠🫠🫠🫠