پارت چهل و سوم :

همگی به دستور آتریسا شروع به دویدن کردند.

کم کم تاریکی رنگ باخته و روشنایی نامحسوسی همه جا را در برگرفته بود.

کیلومترها بود که همگی به دستور آتریسا در حال دویدن بودند و اجازه هیچ گونه توقفی نداشتند.

همان طور که همگی با سرعت در حال فرار بودند، صدای سم حیوانات غول آسا نیز نزدیک‌تر میشد.

الینا که از همگی عقب‌تر بود با عجله نگاهی به پشت سرش انداخت و متوجه سای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!