پارت هشتاد و هفتم :

کارگران تمام وسایل را با دقت تمام توی چندین کارتن می‌گذاشتند. فریال پشت پنجره‌ی اتاقش و به دور از هیاهوی جمع‌آوری وسایل؛ دست به سینه ایستاده بود. از وقتی معین از زندگی‌اش رفته بود، توی جای جای این اتاق قامت او را می‌دید... به خصوص آن مبل دو نفره‌ای که در سمت راست میزش بود و معین هر زمان می‌آمد روی آن می‌نشست و به خصوص این پنجره! حتی در نظر داشت دکوراسیون را هم تغییر بدهد و آن مبل دو نفر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • پریییی

    1

    من همیشه از رضا ها خوشم میااااد😂🥴

    ۵ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    من میگم رضا خیلی پایه ست پسرم میخواد نقش فریال رو هم ایفا کنه😁💜💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی داداش خوبیه😍

    ۲ سال پیش
  • Roghayyeh

    0

    بدون مصطفی به ماهم خوش میگذره 😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا😆

    ۲ سال پیش
  • حنانه

    0

    رضا خبر نداره فرایند مخ زنی توسط ستاره سه ماهه که شروع شده و اونی که مخش زده شده رضاست نه ستاره🤣😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره بنده خدا فکر می‌کنه خودش مخ زنی کرده🤣

    ۲ سال پیش
  • هدی

    0

    عالی❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😘💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • نیلوفرسامانی

    0

    محمد و رضا چه خوبن👌🏻😍

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی😍

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    ستاره دل رضامونو برد و مخشو زد ،قدرشو امیدوارم بدونه،پسر ب این خوشمزگی کم پیدا میشه من عااااشق این رضام بخدا ،حامی ک میگن یعنی این دوتا داداش❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا رضا و محمد برای معین داداش های خوبی هستن... حالا رضا نقشش از محمد پررنگ تر بوده توی رمان. منم امیدوارم با ستاره همیشه خوشحال باشن🥰

    ۲ سال پیش
  • اموزگار

    0

    ای بابا آزاده جان تو روخدا زودتر تمومش کن انتظار سخته

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اتفاقا چیز خاصی هم به پایان رمان نمونده🙈

    ۲ سال پیش
  • منیر

    0

    آفرین به این دو برادر👌

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا هم آفرین بهشون🥰👌🏻

    ۲ سال پیش
  • الناز

    0

    مثل همیشه زیبا

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    قربون شما😍💚

    ۲ سال پیش
  • نفس

    0

    واییییی ینی چی اخه ک جدا شدن😩ت رو خدا نزار اینا جدا شن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    من تمام تلاش خودم رو کردم دیگه به دعاهای شما بستگی داره😅

    ۲ سال پیش
  • مریم گلی

    0

    خدا از این داداش ها به همه بده ،مهربون و دلسوز ممکنه سماجت برادرها تأثیری داشته باشه ومعین یه حرکتی بزنه ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خواهش می‌کنم عزیزم😍مصطفی هر چند برای معین برادر نیست؛ اما معین محمد و رضا رو داره که بهش احترام می‌ذارن و دوسش دارن😍

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    2️⃣بزاز بچو دلش خوش باشه که یه نفر دوستش داره😁😛دیدی گفتم رضا ستاره رو دوست داره💃3️⃣ 1-وایییی آره دقیقا گل فرمایش کرد رضا 😍2-خداکنه ❤️💋3-اره 😍😁چون واقعا حیفن و باید برسن بهم🙈❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    منم واقعا دوست دارم به همدیگه برسن. کنار هم خیلی خیلی قشنگن🥲

    ۲ سال پیش
  • Zarnaz

    0

    عالی بود مرسی 😍بی صبرانه منتظر رمان خفن جدیدتم 😍 1- نمیدونستم مهمیز چیه بعد رفتم دیدم داخل گوگل دیدیم ولی حسی بهم دست نداد🙈به به قراره یه اثر بکش بکش ببینمذازت😎👻2-حتماً میخونم ❤️💋

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    اسمش یک استعاره برای داستان رمانه😍 وقتی قرار داده شد توی اطلاعیه‌اش می‌گم که دلیل این انتخاب چیه😍البته ترجیح می‌دم یه چند پارت بخونید شاید خودتون حدس زدید😍😍😍بهم می‌چسبه

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    چقدر این سه تا برادر دوسداشتنی هستن🥲😂رضا و ستاره م ازاون دوتازرنگترن😜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی خوبن کنار هم😍

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️