به دنبال شارلو به قلم زهرا صالحی (تابان)
پارت بیست :
***
از این کوله پشتی سنگین و وارفته متنفر بود. هر وقت آن را روی پشتش میانداخت، تا مسیر تمام میشد به سر تا پای خودش بد و بیراه میگفت که قبول کرده آن را بیاورد؛ هر چند چارهای جز این هم نداشت. لوازمی از جمله قوطیهای رنگ مرکب نقاشی که معمولاً برای طراحی روی دیوار بهکار میرفت، همیشه درون جیبهای بغل گذاشته میشد. لباسهای پشمی و نخی به رنگها و اندازههای مختلف داخل کوله بود و
لطفا صبر کنید...
