پارت صد و سی و سوم :

تا رسیدن به خانه، دیگر کلامی میان‌شان رد و بدل نشد. تانیا به اتاقش خزید و آرسین نیز به آشپزخانه رفت تا چیزی را برای شام فراهم نماید. نیم ساعت بعد، تانیا دوش گرفته با موهای سشوار کشیده که به حالت دم اسبی از بالا بسته بود، در آشپزخانه حاضر بود.
_کمک نمی‌خوای؟
آرسین در فر کوچک برقی را بست و دستکش فر را روی میز گذاشت.
_خوشکل شدی!
تانیا خندید. آن نگاه مشتاق را دوست داشت.
_غذا ت

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۶۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!