پارت دویست و سی و یک :

زنگ خانه را می‌زند. با باز شدن در، کنار می‌ایستند تا اول دایی‌شان وارد خانه شود. پشت سرش شهریار وارد حیاط می‌شود و آقا یوسف را که جلوی در می‌بیند، قدم‌هایش را بلندتر برمی‌دارد تا به سمت او برود.
- به به! آقای ضیایی عزیز. احوال شما بزرگوار؟
آقا یوسف به گرمی دست شهریار را می‎‌فشارد.
- خیلی خوش اومدین. بفرمایین خواهش می‌کنم.
از همان دم در هم شلوغ بودن خانه مشخص است. پروین

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • صحرا

    0

    عالی مثل همیشه،فقط نمیدونم چی تو سرته ک همه چی رو، رو روال انداختی کلااین ارامشا ارامش قبل طوفانه فقط امیدوارم طوفان تو ذهنت بارداری اوا باشه🤣🤣🤣

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅😅😅🌺من مظلوم، من طفلی...😁😁

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    0

    خیلی عالی🌟🌟🌟 فقط امیدوارم که آرامش قبل از طوفان نباشه همه چیز خیلی خوب پیش رفت

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    قربون نگاهتون.🌺🌺

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    2

    به به😍عروسی در راه است 😂

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    چی بپوشیم حالا؟😁🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • یاسی

    2

    چقدر هه چی خوب و روان بیان شدن درود بر شما

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    پاینده باشید به مهر😊😊🥰

    ۲ سال پیش
  • نهال

    1

    اخییش حالا شد .کم خودم استرس بچه دارم پروین هم اضاف شده بود.🤪 الهی شکر که بخیر گذشت

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    عزیزممممم😅🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    3

    آقابه به آقابه سلامتی انشالله هیچ کدوم نچان😂😂😂قول این مرحله هم حذف شد😍😉

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    بلهههههه. رسیدیم به بادا بادا مبارک بادا😊🥰

    ۲ سال پیش
  • یانا

    0

    درود درسته تا اینجا حاجیه خانم پروین ملقب به پری سامورایی فعلاًزده کنار اما نمیدونم چرا اضطراب گرفتم نه برای پروین کلاً نگرانم.(پری ایشاا.. وَر بپری)اضطراب کردی به جون همه.

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🥰😁چی کار پروین داری؟ طفلی نشسته یه گوشه ماستشو می‌خوره.😅

    ۲ سال پیش
  • اسرا

    0

    پروین ازپل ردکردن وای اگه سمیربشنوشایدهم مینو🙏💞💋

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😊😊🥰🥰🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️