پارت دویست و بیست و هشتم :

این بار نوبت پرنیان است که از جایش بلند شود. دو دستش را بالای سرش برده و بشکن می‌زند. همزمان کمرش را قر می‎‌دهد و دور خودش می‌چرخد. هلن همانطور نشسته دوباره صدایش را بالا می‌برد و آهنگ باباکرم را برای پرنیان می‌خواند. با این که اصلا صدایش مناسب ترانه خوانی نیست اما همتش برای این کار قابل تحسین است.
- شما دو تا نخورده مستین.
کمی دیگر به لوده بازی‌هایی که نامش را گودبای پارتی گذا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • سونیا

    1

    خدایا پروین سامورایی ادم شه ایناعم ازدواج کنن از بس حرص خوردم

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😅😅😅😅🌺

    ۲ سال پیش
  • یانا

    1

    درودبر خانم اصغری خوشحالم برای آوا وصدرا اما نگران حواشیح هستم اول موتور سوار دوم چی بگم ، دعا کنیم معجزه بشه و پروین ملقب (به سامورایی )به راه راست هدایت بشه. آمین🤲

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشی یانا جان. 😅😅😅😅❤️❤️❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • Zahra.s

    1

    خیلی عالی

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    🌺🌺🌺❤️

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    چه لحظات زیبایی ممنون🌹

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    خوش بشینه به نگاهتون❤️🥰

    ۲ سال پیش
  • ستاره

    2

    بااینکه صدرانداشت ولی قشنگ بودمررررسی🌹🌹🌹🌹

    ۲ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    زنده باشید🥰🥰🥰🌺

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️