سنسار (سَنسار) به قلم آمنه آبدار (الهه)
پارت صد و بیست و نهم :
با مکث پلکی زدم... چشم هایم دو دو می زدند. با صدایی لرزان زمزمه کردم: اما من باید... یه مرد...
اخمی کرد و نفسش را به شدت بیرون داد. دستش را روی شانه ام گذاشت و با فشاری زیادی که به من وارد می کرد، من را کنار برد.
وقتی به اندازه کافی از در دور شدیم، دستش را عقب کشید و به در خروجی اشاره کرد.
- برید بیرون لطفا!
نگاهم هنوز هم روی در بود و فکرم پی افرادی که داخل اتاق بودند می گشت. من آن بوی عطØ
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۲۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
گیسو
1شهاب رو به دور بدید دست من درست میشه :-)
۶ سال پیش...........
1عالی
۶ سال پیشایناز
7اخه احمق بیشعور انوشا روح پریزاده چطور میتونی اینو بگی اه کاش گوش نکنه به حرفش بره ب پریزاد بگه ک زندس
۶ سال پیشSahar
8وای مطمئنم پدارام ولی هنوزم گیجم😑😑😑
۶ سال پیشارام
7این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
اشوب
4این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
سارا
6بیچاره پری🥺 شاید شهاب داره کار درستی نمیکنه اگه پری بدونه پدرام ازدواج کرده شاید از دستتش خیلی ناراحت بشه شاید هم بهش حق بده ولی بالاخره میفهمه زنده اس
۶ سال پیشاشوب
7لعنت بهت شهاب وای ینی پدی زندس شایدم عموشع
۶ سال پیشآدونیس
14فک نکنم زنش باشه شاید مهتاب باشه هوم؟ینی کرک و پرم ریخت😀⚛
۶ سال پیشسارا
3مهتاب که زن کسراست این یه زن دیگه است
۶ سال پیشSAHAR
2وایی خدایا حس میکنم پدرامو مهتاب باهم ازدواج کردن وایی نه خدانکنه هینننن یا خداااااا 😢😢😢
۶ سال پیشیه بنده خدا
10خو چرا شهاب عصبانی شد؟فک کنم عاشق انوشا شده😐باید به پریزاد بگن.این نامردیه خدایی
۶ سال پیشیاسی
7اون کسایی که اومدن پیش شهاب پدرام و مهتاب هستن
۶ سال پیشزهرا
6عام بنظرم خیلی تو هم تو هم شده راستش دلم خیلی برای پریزاد میسوزه!! زود تر پریزاد و روشن کنید بخدا اگه بفهمه بچه افسردگی حاد میگیره☹️
۶ سال پیشFatemeh
10آخه یکی نیست بگه شهاااب برادرِ من زندگی خودشه چرا ت داری واسش تصمیم میگیری؟ :/ اون حقشه بدونه پدرام زندست و دیر یا زود متوجه میشه و اعتمادشم نسبت ب همشون از دست میرع...://
۶ سال پیشHesel
8پس یعنی پدرام زندست ، ازدواج کرده و درست حدس زده بودیم شهاب به این قضیه مربوطه و نمیخواد آنوشا چیزی از پدرام بفهمه
۶ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Ⓜ
2دیدین بهتون گفتم که شهاب نمیزاره چیزی به پریزاد بگنو میخواد با زندگیش کنار بیاد. پدارم خودش میخواد بره بگه ولے شهآب نمیزاره👿