پارت دویست و بیست و نهم :

_ دروغ می‌گی کار خودته. من امثال‌ تورو خوب می‌شناسم. عقده‌ی حقارت کاری می‌کنه باهاتون که پا روی همه چی می‌زارید.
کوروش کامل تکیه زد. صنم یک قدم پیش آمد و غرید:
_ این درو باز کن بعدشم یارعلی بفرست خونه. برای چیزی که حقت نیست دست و پا نزن اول و آخر غرور خودت می‌شکنه.
کوروش دست به سینه شد. سپس گوشه‌ی سبیلش را بین انگشتانش گرفت و زمزمه کرد:
_ شنیده بودم عروس نظام دل شیر داره.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۶۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    میشه خواهش کنم این پارت های آخرهمه باهم رایگان بشن 🙏

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    1

    تقصیرماه صنم نبودکه دریابدرفتاری می کنه🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!