اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت دویست و بیست و نهم :
_ دروغ میگی کار خودته. من امثال تورو خوب میشناسم. عقدهی حقارت کاری میکنه باهاتون که پا روی همه چی میزارید.
کوروش کامل تکیه زد. صنم یک قدم پیش آمد و غرید:
_ این درو باز کن بعدشم یارعلی بفرست خونه. برای چیزی که حقت نیست دست و پا نزن اول و آخر غرور خودت میشکنه.
کوروش دست به سینه شد. سپس گوشهی سبیلش را بین انگشتانش گرفت و زمزمه کرد:
_ شنیده بودم عروس نظام دل شیر داره.
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
اسرا
1میشه خواهش کنم این پارت های آخرهمه باهم رایگان بشن 🙏