پارت دویست و بیست و نهم :

_ دروغ می‌گی کار خودته. من امثال‌ تورو خوب می‌شناسم. عقده‌ی حقارت کاری می‌کنه باهاتون که پا روی همه چی می‌زارید.
کوروش کامل تکیه زد. صنم یک قدم پیش آمد و غرید:
_ این درو باز کن بعدشم یارعلی بفرست خونه. برای چیزی که حقت نیست دست و پا نزن اول و آخر غرور خودت می‌شکنه.
کوروش دست به سینه شد. سپس گوشه‌ی سبیلش را بین انگشتانش گرفت و زمزمه کرد:
_ شنیده بودم عروس نظام دل شیر داره.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اسرا

    1

    میشه خواهش کنم این پارت های آخرهمه باهم رایگان بشن 🙏

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    1

    تقصیرماه صنم نبودکه دریابدرفتاری می کنه🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️