پارت هفتاد و دوم :

عطا احساس می‌کرد خون خونش را می‌خورد! در نظر او معین سن بالا بود و اصلا نمی‌فهمید دختر جوانش چرا باید عاشق یک مرد چهل ساله شود که اتفاقا کمی هم از سنش بزرگتر به نظر می‌رسد و بدتر اینکه یک ازدواج ناموفق را پشت سر گذاشته است! قطعا که فریال عقلش را از دست داده بود!
قبول داشت که معین در ظاهر مرد بی شیله پیله‌ای به نظر می‌رسید و حتی جذاب هم بود! هر چند اهل پوشیدن لباس‌های جوان پسند و امرو

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطی

    0

    میدونین عطا منو یاد کی میندازه؟؟😜😜😜به حشمت فروس😂😂😂😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    وای حشمت فردوس اتفاقاً خیلی ضد زن بود ولی عطا ابداً چنین شخصیتی نداره 😍 فکر کنم از نظر ابهت و اینکه ازش حساب می بردن بگی که اونو میگم آره... از نظر صدا و چهره یه مقدار به مهدی سلطانی با گریم توی شهرزاد شبیهه

    ۲ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    عالی بود 💜🌟💜💜🌟 فقط سرعت عمل ستاره ستودنیه😁👌

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    برق و باد در مقابلش کم میاره😏

    ۲ سال پیش
  • عاطفه

    1

    این ستاره چقدرسرتقه

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    😁

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    تولدت مبارک عزیزم امیدوارم تک تک لحظات زندگیت درکنار خانوادت پرازشادی باشه❤️❤️(ببخشید تبریکم یکم دیرشد🥲

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم ازت عزیزم😍💚 اصلا هم دیر نشده مرسی🙈💚💚

    ۲ سال پیش
  • مرضیه

    0

    تولدت مبارک خواسته هات بشن داشته هات مثل اینکه رضا و ستاره هم قراره اضافه بشن داره جذابتر میشه ۲بیچاره فریال تصمیم گیری واسش خیلی داره سخت میشه قطعا ی کاری میکردم ن سیخ بسوزه ن کباب

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم😍😍💚 اره خیلی فریال توی شرایط بدی گیر کرده واقعا سخته💔 مشکل اینه که اون راهی که نه سیخ بسوزه نه کباب نیست😔

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    1

    دختر باید مثل ستاره شر وشیطون باشه گلیم خودش و بتونه از آب دربیاره🤨😂یکیم مثل فریال اشکش دم مشکشه🤣البته فضول زیاده داره این وسط یکیش نازنین ک اشکش و دربیارن

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ستاره اگه به جای فریال بود الان زن معین بود و دیگه تمام😂

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    طفلی فریال دلم براش سوخت🥲🥺عطا چه سرسخته😐دوسشداره معین و چراسنگ میندازی😒

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    واقعا عطا خیلی یه دنده‌اس😕 شرایط معین انقدر براش غیر قابل قبوله که حتی نمی‌خواد فرصت بده بشناستش💔

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    خوبه که پیمان هم داره سامون میگیره.فرهاد و گلشن رفتن ماه عسل قبل از عروسی😅دلم برای فرهاد تنگ شده چندوقته ازش خبری نیست.عطا بگو به جهنم هرکار خواستی بکن پس فردا نیای بگی مامانش اینو گفت خواهرش فلان کر

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد رو فعلا نداریم فکر کنم پارت ۷۶ بیاد🤔 عطا هرگز نمی‌گه اینو🥲💔

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    ۲.حتما پایان فصل فریال میگه من معین رو میخوام اجازه ازدواج رو از دادگاه میگیرم😅😅(عمرا اگه فریال از این عرضه ها داشته باشه)والا من دیگه رد دادم۳.بیا بگو کادو تولد چیا گرفتی منم اول تیر تولدمه😘

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آخه به عرضه نیست. این حرکت خییییلی حرکت سختیه🥲 اگه فرهاد بدون اطلاع و رضایت ازدواج کرد فرق داشت. پسرا تو قید و بند این چیزا نیستن دخترا احساسی ان💔

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    کادو تولد کدومه فدای تو بشم من😂 دارم سبزی خورشتی سرخ می‌کنم فردا شام مهمان دارم😂تولد تو هم پیشاپیش مبارکا باشه مهربون💚💚

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    مرسی آزاده بانوتولدتم مبارک آرزوهات برات خاطره بشن🥳🥳.تو پارت هدیه بدی یا ندی ما دوست داریم🥰من گلشن رو بیشتر از فریال دوست دارم🤩۱.والا موقعیت بدیه آدم نمیدونه چی بگه وچیکار کنه هردوطرف رو دوست داره

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم😍💚 آره خیلی موقعیت بدیه واقعا 🥺آدم نمی‌دونه باید چی‌کار کنه

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    ای وای عطا چرا چنین کردی با این دختر آخه گناه داره؟🥺🥺 خودش ب زور وبدبختی زیادبعشقش رسیده حالا واس این بنده خدا داره شرط میذاره. ستاره تو چرا انقد خودتوداری کوچیک میکنی آخه🤦 ♀️🤦 ♀️🤦 ♀️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عطا دیگه تیر خلاص رو زد😔💔

    ۲ سال پیش
  • پرنیا

    0

    تولدت مباااارک🥳🥳🥳🥳کنارهمسر و پسر گلت سالم و سرحال باشی همیشه و موفقیتت روز افزوون❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    خیلی ممنونم عزیزم😍💚

    ۲ سال پیش
  • مهلا

    0

    💜💜

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚

    ۲ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️