قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت نود و نهم :
بعد از اینکه کمی حرفهای متفرقه زدیم گفتم:
- راستی... خانمجان گفتن صحبتی در مورد خواستگاری بهادر شده. میخواستم بگم خودت زحمت بکش محترمانه به عمو جواب رد بده، جوری که ناراحت نشن.
فریدون اخم ملایمی کرد.
- چرا جواب رد بدم؟
- چون من فعلاً خیال ازدواج ندارم، داشته باشم هم بهادر رو نمیخوام.
خانمجان با حرص گفت:
- مگه پسرم چشه؟ از خدات هم با
لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
1خخخ چه خنگه تابان