پارت پنجاه و دوم :

متوجه چکیدن قطره اشکی که روی دستش نشست، شدم. تعجب هم به دیگر حس‌هایم اضافه شده بود.
با تمام وجود درد حنا را حس کردم. به سهولت می‌دانستم که برایش حرف زدن سخت شده است.
من تنها میان این حس‌های مختلف گیرافتاده بودم و هرکدام به نحوی می‌خواستند کاری کنم تا آن‌ها به سرمنزل آرامش برسند.
با درد پرسیدم:
- چرا گریه می‌کنی؟
سرش پایین بود و قطره‌های اشکش هر لحظه بیشتر سرازیر می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!