پارت یازده :

معین دستش را از زیر چانه‌اش برداشت و با دقت نگاهشان کرد. آن مرد بلند قد که پیراهن و شلوار مشکی پوشیده بود مدام سعی می‌کرد جلوی ورود آن یکی را بگیرد. چشمانش را ریز کرد تا از آن فاصله بتواند جزئیات چهره‌ی او را ببیند. سخت بود؛ اما بالاخره توانست برادر فریال را تشخیص بدهد. مرد ناشناس و لاغر اندام مدام پلوشرت آبی رنگش توی دستان فرهاد کشیده می‌شدند؛ اما اهمیتی نمی‌داد. ناگهان پیمان هم از را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم بانو

    1

    وای عطااا ذلیل شی🤣🤣صد دفعه نگفت با مشت بزن اه چرا گوش نمیدی پسر

    ۵ ماه پیش
  • Sky

    0

    صد دفه نگفتم مشت بزن ؟🤣🤣🤣 دقیقا منم به دخترم وقتایی که با دوستاش درگیر میشه تو مدرسه میگم اگه زدن توهم بزن💪 زدی؟🤨 میگه ااااره پس چی مامان😇

    ۱ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    دقیقا توصیه عطا به فرهاد 😂

    ۱ سال پیش
  • شبنم

    0

    ممنونم❤️❤️❤️

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚💚💚

    ۲ سال پیش
  • شبنم

    0

    وای چی شده یعنی گلشن چکارکرده که فرهادخبرنداشت

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    این پارت ها همزمان هستن با دژاوو. فکر کنم شما دژاوو رو نخوندید اگه اول اونو بخونید کاملا در جریان قرار می‌گیرید🥰

    ۲ سال پیش
  • شبنم

    0

    وای چی شده یعنی گلشن چکارکرده که فرهادخبرنداشت

    ۲ سال پیش
  • مینو

    0

    جالبه کل کل این پدرو پسر

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عالی‌ان🤩

    ۲ سال پیش
  • مینو

    0

    جالبه کل کل این پدرو پسر

    ۲ سال پیش
  • ف

    0

    عالی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    💚

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    عاشق ای بابا گفتنای فرهادو کره *** گفتنای عطام😂

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    2

    عاشق ای بابا گفتنای فرهادو کره *** گفتنای عطام😂

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    تکیه کلام هاشون😂

    ۲ سال پیش
  • فاطی

    0

    عاشق ای بابا گفتنای فرهادو کره *** گفتنای عطام😂

    ۲ سال پیش
  • اموزگار

    1

    ازشخصیت معین خیلی خوشم اومد

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    معین خیلی خیلی با شخصیته😍

    ۲ سال پیش
  • نیلوفر سامانی

    1

    اینجا از دست فرهاد خیلی خندیدم😂 ولی چه خوبه که معین به کوچک ترین جزئیات ها هم توجه کرده :)

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    آره...🥺توجهش زیاده😍

    ۲ سال پیش
  • زهرا

    0

    خیلی دژاوو دوست داشتم همین ک تو مونالیزا هم دژاوو هست کیف میکنم واقعاً هم خودت قشنگی هم رمانات خانوم 🥰فقط خدا کنه مرتضی زود بیاد 😂 بهترین معتاد دنیا مرتضی

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    عزیزم😂خداروشکر دژاوو رو دوست داشتی و خوشحالم که مونالیزا رو هم می‌خونی😍 مرتضی پنج،شیش پارت دیگه میاد🥲

    ۲ سال پیش
  • ایلما

    0

    به به آقامعین م دیدیم بالأخره 😍حق داره فریال یه آقای به تمام معناس 😁ولی به پای فرهاد نمیرسه هرچی ک میگذره جذاب ترمیشه😅

    ۲ سال پیش
  • آزاده دریکوندی | نویسنده رمان

    فرهاد قالی کرمونه🤣

    ۲ سال پیش
کپی شد!