پارت صد و پنجاه و نهم

زمان ارسال : ۳۵ روز پیش

برای آن‌که خیالش را کمی راحت کنم بلکه دست از سرم بردارد، گفتم:
-باشه مامان جان؛ یکم بهم فرصت بده، قول می‌دم همه چیز درست بشه. تازه یه ساعته از بیمارستان اومدم خونه، طول می‌کشه اتفاقاتی که پیش اومده رو هضم کنم و ذهنم آروم بگیره. بهم چندروزی فرصت بدین، بهتر می‌شم.
با آن‌که همچنان نگرانی در دو چشمش موج می‌زد، اما تبسمی روی لب نشاند و خم شد، بوسه‌ای روی پیشانی‌ام کاشت و گفت:

683
71,197 تعداد بازدید
235 تعداد نظر
170 تعداد پارت
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

شما هیچ پیامی ندارید