پارت صد و دوازده :

مات و مبهوت همچون مجسمه‌ای بر روی زمین خشک شدم.هیچ وقت به شباهت‌ فرشته و افسون توجه نکرده بودم.یعنی خب فرشته زال بود و افسون نه.البته دختری که حالا جلوی رویم ایستاده بود موهای سپیدش از جلوی مقعه‌اش بیرون زده و چشمانش آبی بود. دوست داشتم سرم را به دیوار بکوبم چرا اصلا به موهای مصنوعی و رنگ چشمش توجه نکردم!!؟.اصلا ان فرشته‌ی لعنتی‌ جوری برخورد نکرد که ذره‌ای به این موضوع شک کنم.حتی لبا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هلنا

    0

    وای پس حامد راست میگفت

    ۵ ماه پیش
کپی شد!