پارت نود و هفتم :

_ساعت چنده؟
آرسین لبخند کم‌جانی بر لب داشت.
_چه اهمیتی داره؟
تانیا خمیازه‌ای کشید. خسته ولی مشتاق بود.
_حالت چطوره؟
_الان که عالی‌ام.
نگاه‌شان در هم گره خورد.
_چرا بیدارم نکردی؟
_دلم نیومد.
ضمن بیان جمله، گردنش را ماساژ داد.
_می‌تونستم پایین بخوابم یا هر جای دیگه‌ای!
تانیا لبخند زد.
_گفتم که نمی‌خواستم بیدارت کنم.
دید که آرسین با چهره‌ا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ایسان

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • ساناز

    0

    🩵💜🤍🩶💙💚💛❤️🧡🤎

    ۲ سال پیش
کپی شد!