جوخه بیوه ها به قلم حدیث افشارمهر
پارت پنجاه و ششم :
فصل شانزده
به چهره ی خودم که توی تلویزیون نشان داده می شد نگاه می کردم.
گوینده با اشاره به تصویر من و صورت نامشخص تردست می گفت:
-دو فراری تحت تعقیب پلیس که هنوز از اطلاعات آن ها هیچ خبری در دست نیست رییس پلیس بخش یک نیویورک از مردم تقاضا کرده که هرکسی به نوعی این اشخاص را می شناسند با مراجعه به یکی از نزدیک ترین پایگاه پلیس اطلاعات این دو ابر دزد را فاش کنند. خبر بعدی...
تلویز
مطالعهی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
Zarnaz
1هوراااااا فردا رمان شکار او میاددددد💃💃💃💃😍😍😍🥳🥳
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😎🔥
۳ سال پیشسیتا
1خوب بودددد
۳ سال پیشZarnaz
0هوووو و خونه تردست جونم چه باکلاسهههه😍😍😍تردست جونم موش کوچولو ما اونقدر هام که فکر میکنه بی دست و پا نیست میتونه همدستت باشه بهش اعتماد کن اتفاق چون موشه از سوراخ های کوچک هم میتونه رد بشه😜😎
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
اره دیگه 😈🤲🏻
۳ سال پیشموش کوچولو
1خب خب مثه اینکه جیسون موش کوچولوی مارو دسته کم گرفته
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂🫶🏻❤️اسمت
۳ سال پیشsyt
0چرا بهش میگی جیسون؟!
۳ سال پیشZarnaz
1داخل کلیپ های که حدیث جون داخل *** گذاشته اسمش اینطوری به خاطره همین😎
۳ سال پیشساناز
2وای اینکه گفت هواست نبود که نگهبان های شب یادم به معلم ها افتا د که یه تیکه از درس را اشتباه میگن 😁😁😁
۳ سال پیشAa
0👏👏👏🙏💐
۳ سال پیشAylin
1بیگ بوی عزیزمون نمیدونه قراره همین موش کوچولو نابودش کنه
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😈😈
۳ سال پیشآمینا
0مرسی💖
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
❤️
۳ سال پیشاسرا
2عجب
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Najme
2به به به به ن خوشم اومد حدیث جون ایووووول ی شب پرهیجان دیگه و ی ماموریت جدید برا موشکوچولومون..بابا تردست جون این شیر شجاعمون رو دست کم نگیر همین موش کوچولو میتونه از توعه گرگ یه مورچه بسازه عنکبوته😌