فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت پنجاه :
کل زندگیمان در یک شب نابود شد . همه چیز .
ان زنک هم سر و کله اش ناپدید شده بود .
فهمیده بود فرجام چیزی ندارد .
غیب شده بود .
دنبال پول اش بود .
اما ضربه ایی که من خوردم و نتوانستم دم بزنم از هر چیزی بد تر بود .
من برای این زندگی تلاش کرده بودم .
این زندگی قربانی داشت .
هر کار میکردم درست نمیشدم .
روحیه ام شکسته بود .
از قبل هم افسردگی گرفته بودم .
داشتم میم
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
دلنیا
2کارما زندگی نها رو نابود کرد ولی خب خدا زندگی فرجامم نابودمیکنه صدرصد زن بهش خیانت کرده وبچه ازاون نبوده دنیا مثل تاس میچرخه
۲ سال پیش*.....*
2از اتفاقاتی که براش افتاد ناراحت شدم ولی یه جورایی حقشه(😶 🌫️) زندگی الا رو به هم ریخت..کلی دروغ گفت.. باعث عذاب وجدان عرشیا شد. ولی فرجام هم چه ادم عوضی ای شده من موندم نها دلش برای چیه این تنگ شده؟
۲ سال پیشAa
1اگه فرجام بچه دار نمیشده پس چرا ی قسمت گفتین زن وبچه داره؟ممنون بابت رمان زیباتون👏⚘
۲ سال پیششیداا
2فک میکنم زن جدیده خیانت کرده که همون عامل طلاق هم شده خداروشکر رر 😍 کارما زد پس کمر فرجام
۲ سال پیش..
5چقدر دردناک
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...
Zoha
3عالییی بود فقط میخوام بدونم نویسنده که اول داستان گفت که بعضی از قسمت های داستان زائیده ی ذهن نویسنده هستش میخوام بدونم که اون قسمت که ارشیا توی اعتراضات میره خبری ازش نیست و ماجرای فرید راسته؟؟؟؟؟