پارت پنجاه :

کل زندگیمان در یک شب نابود شد . همه چیز .
ان زنک هم سر و کله اش ناپدید شده بود .
فهمیده بود فرجام چیزی ندارد .
غیب شده بود .
دنبال پول اش بود .
اما ضربه ایی که من خوردم و نتوانستم دم بزنم‌ از هر چیزی بد تر بود .
من برای این زندگی تلاش کرده بودم .
این زندگی قربانی داشت .
هر کار میکردم درست نمیشدم .
روحیه ام شکسته بود .
از قبل هم افسردگی گرفته بودم .
داشتم میم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zoha

    3

    عالییی بود فقط میخوام بدونم نویسنده که اول داستان گفت که بعضی از قسمت های داستان زائیده ی ذهن نویسنده هستش میخوام بدونم که اون قسمت که ارشیا توی اعتراضات میره خبری ازش نیست و ماجرای فرید راسته؟؟؟؟؟

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    2

    کارما زندگی نها رو نابود کرد ولی خب خدا زندگی فرجامم نابودمیکنه صدرصد زن بهش خیانت کرده وبچه ازاون نبوده دنیا مثل تاس میچرخه

    ۲ سال پیش
  • *.....*

    2

    از اتفاقاتی که براش افتاد ناراحت شدم ولی یه جورایی حقشه(😶 🌫️) زندگی الا رو به هم ریخت..کلی دروغ گفت.. باعث عذاب وجدان عرشیا شد. ولی فرجام هم چه ادم عوضی ای شده من موندم نها دلش برای چیه این تنگ شده؟

    ۲ سال پیش
  • Aa

    1

    اگه فرجام بچه دار نمیشده پس چرا ی قسمت گفتین زن وبچه داره؟ممنون بابت رمان زیباتون👏⚘

    ۲ سال پیش
  • شیداا

    2

    فک میکنم زن جدیده خیانت کرده که همون عامل طلاق هم شده خداروشکر رر 😍 کارما زد پس کمر فرجام

    ۲ سال پیش
  • ..

    5

    چقدر دردناک

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!