پارت چهل و نهم :

در را پشت سرش بست و رفت.
میدانستم با آن زنیکه قرار دارد .
چه کار میکردم ؟
میرفتم و شبشان را خراب میکردم ؟ چگونه؟
هیچ چیز به ذهنم نمی رسید.
اصلا نمی دانستم کجا میروند !
همین بد بود .
پشت میز نشستم .
به زور یک پنکیک خوردم .
همه چیز را جمع کردم .
حتی باید خودم را جمع میکردم .
به گل ها آب دادم .
بعضی از گل داشتند خشک میشدند.
به خاطر بی توجهی هایم .

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۷۵۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • دانه

    1

    واقعا هم راست میگی🤗

    ۲ سال پیش
  • آوا

    1

    همه چی از یک خانواده بی تجربه شروع شد ریشه ی مشکلات نها کمب د توجه در خانواده بود و فرجام تمام کمبود محبتی کا یک پدر و مادر انجام ندادن و برطرف میکرد نها واقعا کمبود داشت

    ۲ سال پیش
  • میم

    0

    ولی نها داره تقاص کارهایی که برای الا انجام داد و پس میگره چوب خدا صدا نداره که

    ۲ سال پیش
  • الناز

    1

    بهش خیانت کرده رفتارش باهاش بد بوده بعد میگه دلم نیامده بگم بچه دار نشدن از تو بوده باید میگفت تا زبون مادر فرجام بسته بشه این همه زخم زبون نزنه

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    2

    وای خدا چقد این نها بدبخته 😥

    ۲ سال پیش
  • نیروانا

    1

    به همین راحتی زندگیشون از این رو به اون رو شد . من فکر میکردم چون نها بچه دار نمیشه طلاق میگیرن نگو پس مشکل از شوهرش بوده . قطعا همه اینا آه آلاست . عالی بود عزیزم خسته نباشی 😉😘🤗

    ۲ سال پیش
  • ..

    1

    کارما که میگن

    ۲ سال پیش
  • شیداا

    1

    وای خدااااا اللن برن خانه اون مادر شوهر عجوزه که دهنش سرویسه بیچاره😭😭پس فرجام بچه دار چجوری شده یعنی زنش بهش خیانت کرد ههههههههه

    ۲ سال پیش
  • دلنیا

    1

    اووه🥲🥲چقدر واسه خیانت بی صدا کناراومد از یه طرف تاوان آلا واز طرف دیگه نابودی اعتمادش واز یع طرف دیگه بی *** بودنش وااای نهااا🥲🥲🥲🥲

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!