پارت هفتاد و ششم :

_کاری سراغ ندارم اما اگه دستور بدی پیگیری می‌کنم.
تانیا که در تلاش بود هر طور شده یخ مهران را آب کند، گفت:
_دستور که نه ولی تقاضا می‌کنم. حداقلش امیدوارم که کار تو مشکل چک و سفته نداشته باشه. یا اگه هم داشته باشه، خودت تقبلش کنی.
به وضوح صدای خنده‌ی ضعیفی را شنید و بابت موفقیتش لبخندی پررنگ زد. مهران نیز مانند او آسیب‌دیده بود و کمک به او همچون کمک به خودش بود. همین که لحظاتی می

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    0

    قلمت عالیه روان و جذب کننده

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️