پارت ششم :

و دوباره چایش را نوشید. بهار به طرف تلفن رفت و با ملیحه تماس گرفت و ماجرا را برای او گفت. ملیحه هم اعتراضی نکرد. نیم ساعت بعد داماد و فیلمبردار آمده بودند و بهار با شوق و ذوق به عروس و داماد نگاه می‌‌کرد. فیلمبردار از عروس می‌‌خواست ژست‌‌هایی بگیرد و ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!