پایلوت به قلم سمیرا حسن زاده
پارت یازده :
روی دستم را به نرمی نوازش کرد.
- من خیلی خوب متوجه حرفهات میشم. بعضی از خواستههات بجاست، ولی به عمو شاپور هم حق بده. اون حقش بود بدونه که دخترش با کی داره میره مسافرت.
معترضانه دستم را از زیر انگشتانش بیرون کشیدم.
- بحث منو تو به نتیجه نمیرسه پس ادامه دادن اون بیهوده ست.
دوباره مشغول خرد کردن خیارها شدم.
- اخم و تخمش رو ببین، زود هم جوش میآره، خبه حالا، منو تو کی ت
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...