پارت نهم :

شاید فرهاد راست می‌گوید، نباید زیاد به پر و پای پدرم بپیچم و دم پرش باشم. با این حساب فعلا دوری مناسب‌ترین گزینه برای این آتش بس یک‌طرفه بود و چه جایی بهتر از خانه‌ی گرم و امن نرگس خاتون و عمو یحیی ...
به محض رسیدن، به وسیله‌ی چند ضربه‌ی آرام به روی در، اعلام حضور کردم.
-

همراهان عزیز، با توجه به تصمیم نویسنده جهت ویراستاری اثر، امکان عضویت و مطالعه رمان دیگر میسر نیست. از حمایت و درک شما سپاسگزاریم.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️