پارت چهل و ششم :

گذشته :
مدت ها بود نرمال نبودم ، چند روزی بود دارو مصرف نکرده بودم .شب ها انگار جغد بیدار بودم .
ورزش میکردم تا خسته شوم و بخوابم اما هیچ تاثیری نداشت .
دست و دلم به هیچ چیز نمی رفت.
فرجام هم شده بود مار زخمی .
چیزی را از من میخواست که هیچ میل و رغبتی نداشتم .
هر شب !
حالم از همه چیز به هم میخورد .
غذا درست و حسابی نمیخوردم.
رفته بود برایم دارو های تقویتی گرفته

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • هانا

    0

    چرا دیروز پارت نزاشتین

    ۳ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️