پارت چهل و هشتم :

خود را جمع و جور کرد. بهتر از زل زدن به آن دو نفر بود. دستش را ابتدا به سوی رئیس دراز کرد که پاسخ گرمی دریافت نمود. رئیس با لبخندی که تانیا حس خوبی از آن نگرفت، لب زد:
_خوبی دختر؟ پس هنوز با همین!
تانیا به تکان دادن سر، بسنده کرد.
_اینا رو می‌بینی؟ زمانی عاشق و معشوق بودن. قبل از این‌که لیا ترکش کنه.
به نظر می‌رسید رئیس از بیان آن جملات با صدای بلند، ابایی ندارد. تانیا حس کرد وا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    نمیدونم آرسین داره نقش بازی میکنه با لیا می چرخه یا هنوز هم از اون علاقه قبلی چیزهایی در قلبش باقی مونده ،خیلی هیجانی شده ،ممنونم نویسنده جان

    ۲ سال پیش
  • زهرا رحمانی | نویسنده رمان

    ممنون از نظرتون. پا‌رت‌های وی‌آی‌پی جدید،اطلاعات زیادی در این خصوص می‌دن😁🥰

    ۲ سال پیش
کپی شد!