مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت چهل و هفتم :
در اتاق برادرزادهاش را به آرامی پشت سر خودش بست؛ اما دستهی توپی شکل در را هنوز هم توی دستش داشت. کمی مکث کرد و پلکهایش را روی هم نگه داشت. دستش را روی قفسهی سینهاش گذاشت و نفسش را بیرون فوت کرد. از روز مرگ برادرش هزاران بار با خودش تکرار کرده بود... خوش به حال روزبه! خوش به حال روزبه! واقعا خوش به حالش که هیچ مسئولیتی روی دوش خودش احساس نمیکرد و خودش را کشت تا راحت شود!
دستش را تو
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطی
0شوهر گلشن دیگه چه *** ایه عطاااااااااااا لعنتییییی😂😂😂😂😂😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فرهاد به این خوبیییییی میگه لوسی خوشم نمیاد🤣🤣🤣
۲ سال پیشمحی
1هیچی به شوهر گلشن گفتنای عطا نمیرسه خدایی عاشقشم😍🤣🤣🤣
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی خوبه🤣
۲ سال پیشفاطمه ❤️
1خیلی عالیه حرف نداری💜💜💜 وقتی عطا میگه شوهر گلشن حس میکنم فرهاد دامادشه 😁 فرهاد هم عالیه نمونه یه داداش حمایتگر💖💖💖
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم🤩 فرهاد خیلی خوبه واقعا😍
۲ سال پیشمینو
0دارم زود زود پارتارو میخونم که ب اصل کاری برسم بدتر کنجکاو میشم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اصل کاری کجا میتونه باشه؟🤣
۲ سال پیش...
0الان من نفهمیدم چطوری شد که خواستگاری به هم ریخت؟ عطا میگفت معین شلوارش دوتا شده ینی خیانت کرده به فریال یا عطا مخالفت کرده؟ گیج شدم!
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
پارتهای بعدی متوجه خواهی شد عزیزم💚💚💚
۲ سال پیشسادات
0عالی
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۲ سال پیشسادات
0بی نظیر
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۲ سال پیشهدی
0عالی🩶
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍💚
۲ سال پیشمهلا
0💜💜🥰
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشمهدخت
0عروسیه فرهاد میرزا شده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
به به😍
۲ سال پیشحنانه
0ولی چقدر پارتا بلنده برگام از خوشی ریخته بود هرلحظه میگفتم الان دیگه تموم میشه😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
من همیشه پارتهای بلند آپ میکنم😎
۲ سال پیشحنانه
0فریال و معین هم اختلاف فرهنگی دارن هم اختلاف سنی زیاد که هرکدوم به تنهایی میتونه باعث مشکلات زیادی بشه که یکیش میتونه بچه باشه به شخصه اگر داخل رمان نبود به مزدوج شدنشون خوش بین نبودم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همینطوره👌🏻همیشه بین زوجها مشکلاتی پیش میاد حالا چه اختلاف داشته باشن چه نداشته باشن.. منتها اونایی که از همون اول اختلاف دارن جای نگرانی بیشتری هم براشون هست🥺
۲ سال پیشلاله
0دلم واسه فریال میسوزه بخدا😔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
خیلی گناه داره امیدش نابود شد🥲
۲ سال پیشاموزگار
0عطا دیگه شورش رو درآورده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آخی.... چرا؟🤭
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

مریم بانو
1وای عطا تو چرا چنین خوب چرایی مرد😍