اقبال به قلم مریم السادات نیکنام
پارت صد و نود و هشتم :
صنم بغضش را فرو برد. نیشخند جاوید رنگی از غم گرفت و با همان دستی که روی موهای او بازیبازی میکرد انگشتانش را گرفت و بالا آورد.
تلاش ماهصنم برای پس کشیدن دست یخ زدهاش بیثمر ماند. جاوید در کمال وقاحت مقابل نگاه ترسیده و ناباورانهی او، آن را بالا گرفت و بوسهی نرمی پشتش زد.
تمام وجود زن پر از احساس گناه شد. سرش را تکانتکان داد و قطرهقطره اشک از گوشهی چشمش راه گرفت و
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۷۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
اسرا
0خانم نیکنام اینکه تکرارپارت قبل ۱۹۷و۱۹۸دوبارگداشته شده لطفااین پارت حذف کنید🙏