پارت صد و هفتاد و پنجم :

پشت در اتاق دستی به شالش کشید و ضربه‌ای با پشت انگشت به آن نواخت.
صدا صاف کرد. منتظر و دل‌دل کنان گوش‌ تیز کرد تا بلافاصله بعد از خوانده شدن وارد شود.
لبخند نامی وسعت بیشتری گرفت. با انگشت ضرب آهنگ قشنگی روی شیشه گرفت و در نهایت لب زد:
_ در بازه بیا تو.
دریا بار دیگر صدایی صاف کرد و وارد شد.
_ سلام.
انگشتان نامی روی شیشه متوقف شد. هیجان داشت و حس زیبای درونش غیر قابل انک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️