پارت صد و سی و ششم :
پورتال آبی شد و نقطهای قرمز رنگ گوشهای از نقشه شروع به چشمک زدن کرد.
کانیا لبخندی زد.
نگین رو صندلی گردانش وا رفت:
- بلاخره... چهارمین عایق پیدا شد.
همزمان با مهسا نفس راحتی کشیدیم.
کانیا:
- با پسرا تماس بگیرید بیان.
***
سام#
یاشار کنار کافه مورد نظرش متوقف شد.
برگشت سمتم:
- پس یعنی... فابیو لیورا... کسی که شش سال پیش رخشا رو دزدید؛ اون کد کیوآر و ف
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
آمبنا
0سلام یعنی پدرمون در میاد تا یه فیلم باز کنه بتونیم پارت رو بخونیم🙃🙃