پارت صد و سی و هفتم :

شهاب:
- آره... فوقش یه کشتنه دیگه! نه این‌که تاحالا سرلوله اسلحه رو مخم نبوده.
یاشار و آرمان پیاده شدن.
***
به ورودی نزدیک شدم.
نگهبان نگاهی بهمون انداخت. به دستگاه اشاره کرد.
کارت و برداشتم و انداختم تو دستگاه.
دوتا پلاک از دستگاه خارج شد.
پسره پلاکا رو داد دستمون. نگاهی به شهاب انداختم.
پلاک و انداخت انگشتش. پلاک و انداختم و در مقابل تعظیم کوتاه پسره وارد شد

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۰۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • تارا

    1

    کاش قسمت هایی که به زبون دیگستم ترجمه میکردید.یکم سخته متوجه نشی

    ۹ ماه پیش
  • طیبه

    1

    فوق العاده زیباست فقطتروخداپارتهاروتندتربذارین بفهمیم آخرش چی میشه

    ۲ سال پیش
  • Souphia

    0

    سلام دوست عزیز من عضو رمان هستم اما پارت 136 قفله و نمیشه خوند و هر چی هم سعی میکنم تبلیغ باز نمیشه سکه گرفت و خوندش

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    1

    مرسی که از حالت سکه ای درآوردی واقعا سخت میتونستم بخونم

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!