پارت پنجاه و یک :



وقتی پایم را روی زمین سخت گذاشتم پله های جادویی پشت سرم محو شدند.

جلو رویم کوچه های تنگ و پرصدا چون جادویی نیمه شب ظاهرشد.

بوی خوش ادویه های تند باعث شد تا لحظه ای دلتنگ نان های لذیذ قصر شوم.

به دنبال بوی خوش غذا از کوچه های تنگ خشتی عبورکردم.

وسط بازارچه انسان های معمولی با نقاب های چوبی رنگین شده وحشتناک مشغول خرید وفروش بودند.

تلیمان گفت

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!