مونالیزا به قلم آزاده دریکوندی
پارت چهل و پنجم :
فصل دوم
چند روز کارش گریه بود و دوری از تمام آدمهایی که میشناخت! زیر چشمهایش گود افتاده بودند و رنگ از رخش رفته بود. سر درد مزاحمی چند روزی بود که دست از او بر نمیداشت. چشمانش از گریههای این روزهایش مدام در حال سوختن بودند و پلکهایش قرمز... دوست داشت بمیرد! واقعا دلش همین را میخواست؛ اما نه اینکه خودکشی کند!
توی همین چند روز، اواخر کتاب مورد علاقهاش را بارها خوانده بو
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشپروین
0باز دانلود نمیشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم اگه رمان رو خریداری کردید باید فقط از طریق اپلیکیشن دنبالش کنی. خوندن رمان های ویآیپی از طریق سایت امکان پذیر نیست
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
عزیزم اگه رمان رو خریداری کردی فقط و فقط از طریق اپلیکیشن دنبالش کن توی سایت نمیتونی بخونی
۲ سال پیشمهلا
0💜💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۲ سال پیشپروین
0چگونه رومان خریداری شده رو به کتابخانه اضافه کنم
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فقط از طریق اپلیکیشن میتونید رمان مد نظرتون رو به کتابخونه اضافه کنید
۲ سال پیشفاطمه
0آخ آخ آخ، من نبودم چه کردی آزاده خانوم🤓🤓، خراب کردن آقای امینی؟😒😒 روت شد؟😜😜🤓🤓
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه والله اصلا روم نشد تازه تا چند روز هم قهر بود😂😂😂 هی میگفت شان و منزلت من با این رمان داره میره زیر سوال🙁
۲ سال پیشزهرا
0عشقم سنمونو میخواستی من ۲۵سالمه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی عزیزم😍😍
۲ سال پیشایلما
0۲خوب بوده بنظرم منطقی کلن دلنشینه حرفاش😁۱ترمه اصلا بود نبودش مهم نیس ک حرفی بهش زده بشه۳درحد توانش تلاش میکنه😂۴دور نیس ۵ مطمئنم نیس همش زیر سر اون ترمه حسوده۶ ن طفلک باید با این شوک کنار بیادفقط
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
این ترمه بی خاصیت از دژاوو تا الان یه دونه طرفدار هم واسه خودش پیدا نکرد...
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
بزنم به تخته واسه معین که حتی خودمم نمیتونم شهصیتش رو خراب کنم✊
۲ سال پیشمریم گلی
0سلام آزاده جون .حساب من چرا غیر فعال شده؟☹️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
سلام عزیزم چک کردم. الان یه امتحان کن بهم اطلاع بده
۲ سال پیشمریم گلی
0ممنون عزیزم درست شده
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚
۲ سال پیشالناز
0فکر کنم معین نبود به جاش، برادرش باشه
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چون پارت داره میاد باید لو بدم و بگم بللللههههه درست گفتی🔥
۲ سال پیش(فن عطا) رویا
1وای خداااا نمیخوامممم فکر میکردم با این پارت همه چیز روشن میشه بدتر شد که !! شما چیکار به معین بیچاره دارین !!؟ من مثل چشمام به معین اعتماد دارم می دونم بیگناهه این همه تردید برای چیه آخه !!
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
اتفاقا شاید داره روشن میشه و تو نمیخوای قبول کنی که معین آب زیر کاه بوده😔
۲ سال پیش(فن عطا) رویا
1نوچ من فکر می کنم آزاده خانم داره اوضاع رو می پیچونه ! یه درصد فکر کن ترمه راست گفته باشه معین دروغ !!!!!! یه درصدم حتی امکان پذیر نیست به نظرم !اصلا چرا فریال به ترمه گفت تو خوشبختی مو خراب کردی ؟
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
من میپیچونم؟ آخ... یعنی من چقدر با شما اینجوری 🖐️ام ولی شما فکر میکنید اینجوری 🤚ام
۲ سال پیش(فن عطا) رویا
0نه جان من اخه میگی به معین اعتماد نکنید شاید چهره ی شیطانی گرفته باشه اخه فریال از دیدن چهره شیطانی معین وا رفت ؟😂😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
آره دیگه... مگه سریال او یک فرشته بود رو ندیدی؟😅
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
توی این شرایط فریال چی میفهمه؟ شوکه شده فکر کرده خوشبختیش بهم خورده... وگرنه کدوم خوشبختی؟💔🥺
۲ سال پیشzahra
1بازم داری گمراه مون میکنی. نکن دیگه خواهر من
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
از کجا معلوم؟ شاید دارم راستشو میگم... شما به من اعتماد دارید یا به معین؟؟🤔
۲ سال پیشzahra
0آها حالا فهمیدم چرا فرهادو همه دوست دارن چون شهریوریه 🤪
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
چرا؟😅شهریورماهی ها دوست داشتنیان یعنی؟فعلا که همه درگیر ما خردادماهی هاهستن😏💪🏼
۲ سال پیشzahra
1من اصلا به معین بد بین نیستم به نظرم معین فقط ی مشکل مالی در گذشته داشته وبه خود فریال گفته ولی فریال رفته برا ترمه تعریف کرده که اونم گذاشته کف دست باباش.حالا چه جور مشکل مالی نمیدونم🤔
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
فکر کنم نمیتونم نسبت به معین شماها رو بد بین کنم🤔به هرحال من که هشدار های خودم رو دادم
۲ سال پیشنسترن
0آخه خواهر من این چکاریه! گفتیم این پارت مشخص میشه تو پارت قبلی چه خبربوده؟اما😕یه چی دیگه اضافه شد که.ای بابا🥴
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
کی بود هی میگفت ای بابا؟🤔 تازه پارت بعدی یه چیز دیگه هم بهش اضافه میشه🥴 واقعا ای بابا...
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
حالا بگو چرا خیلی نیستی؟🥺
۲ سال پیشنسترن
0اگه با منی؟!من که همش هستم دوست عزیز💜
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍💚
۲ سال پیششاپرک
0مثل همیشه عالی بود.لذت بردم.جاتم خالی بود این یه هفته😉❤️
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
ممنونم😍💚شما هم جاتون همیشه بین کامنتها خالیه💔🥺
۲ سال پیشنفس
0به به بلاخره بعد چند روز اومدی گلم واقعا دلتنگت بودم هر روز میومدم ب اینجا سر میزد فک کنم اون خود معین نباشه شاید رضا باشه ک اومده سفارشاروبیاره ، من نمیدونم دقیق معین چیکار کرده ولی فکرای بد میکنم😂
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
مرسی😍 و اینکه بازم مرسی توی این پارت تعدادی از دوستان کم پیدا بهمون پیوستن😍واقعا خوشحال شدم.
۲ سال پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
نه حتما خود معین بوده. شاید الان که مشخص شده یه گندی زده چهرهی شیطانی به خودش گرفته باشه؟😔😂
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطمه ❤️
0آخی 💜💜💜💔