حزین به قلم طیبه حیدرزاده
پارت چهل و یک :
همین چند دیوانه که کنار هم جمع شده بودند بیشتر مرا می ترساند. حتماً در زیر این باران بیمار خواهد شد و شاید هم به مریضی سختی مبتلا شوند، زودتر از شر شان رها شوم. ولی در سکوت به آنها خیره می شوم. می گذارم تا سمیر خیال کند من با آنها موافقت کردم ولی....
***
فصل هشتم: بودن ها، نبودن ها
دسته کتابهای کودک را در قفسه رنگی می چینم. چند عروسک پشمالوی خرس و خرگوش صورتی را
لطفا صبر کنید...
