پارت چهل و یک :



همین چند دیوانه که کنار هم جمع شده بودند بیشتر مرا می ترساند. حتماً در زیر این باران بیمار خواهد شد و شاید هم به مریضی سختی مبتلا شوند، زودتر از شر شان رها شوم. ولی در سکوت به آنها خیره می شوم. می گذارم تا سمیر خیال کند من با آنها موافقت کردم ولی....

***

فصل هشتم: بودن ها، نبودن ها

دسته کتابهای کودک را در قفسه رنگی می چینم. چند عروسک پشمالوی خرس و خرگوش صورتی را

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۲۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!