شکار او به قلم حدیث افشارمهر
پارت بیست و ششم :
نتونستم با دقت به قیافه ی دختره نگاه کنم چون از خجالت سر به زیر بود و اون یکی دستش جلوی صورتش بود.
همین طور با عجله رفتنش هم باعث شده بود که نتونم زیاد روی صورتش دقت کنم.
اما من خیلی خوب آدم شناس بودم می دونستم این دختر با همه ی کسایی که سام باهاشون بوده فرق می کنه.
ساده تره، بی آلایش و معصوم تر به نظر می رسه. نکنه راستی راستکی سام عاشق شده؟
به تمام دخترایی که پشت سر هم از مهم
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۱۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
عزیزدلم😘❤️🫶🏻
۸ ماه پیشرویا
1من دومین باره دارم این شاهکارو میخونم و هنوزم نظرم اینه که فوق العاده است. واقعا تو با قلمت زیبایی می آفرینی و قشنگی رو به هر داستانی هدیه میکنی. قلمت پایدار ،بسیار عالی💖
۱۱ ماه پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
🥺❤️ مهربونمومم
۱۱ ماه پیشعسل
0کنجکاوی و رغبت به رمان
۱ سال پیشمینا
0خیلی ممنون از پاسختون خیلی خوبه که اینهمه سختی می کشی اما بازم کم نمیاری 🙏🌷🌹🌹 خسته نباشید دلوار😁😄😉😉 به نظرم سعی کن رمان را هیجانی از کنی تا بیشتر بقیه این رمان را نگاه کنند .
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
مرسی عشقم چشم
۳ سال پیشمینا
0ببخشید مگه شما هم درس می خونید و اصلا مگه شما چند سالتونه که هم درس می خونید و هم نویسنده هستید بهتون نمیخوره که دانشگاه نرفته باشید بازم ببخشید می پرسم از روی کنجکاوی بوده
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
متولد 82 هستم عزیزم😂برای همینه که داغون شدم زیر فشار
۳ سال پیشAysan
2هانتر چرا از همه چی خبر داره هر کاری کردن و نکردن رو اورد جلو چشماشون😂 واقعا چطوری همه اینارو میدونه
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
هانتره دیگه
۳ سال پیشمبینا
0سلام چرا خب الان فقط ای تو هفته یک پارت فرستادی خودم دیروز نگاه کردم پارت۲۵ تازه داشت داستان جرعت یا حقیقت را توضیح میداد اما الان همه پارت ها جابه جا شدن الان پارت۲۶ به جای پارت۲۵ و پارت۲۵بجای پارت۲۴
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
سلام چون مشق دارم🗿😂میانترمام شروع کرده برای همون و همزمان دو رمان نوشتن سخته
۳ سال پیشآمینا
0سلام به درس و مشقت برس🥰😅😅یه روز میخواستم بگم رمان رو یکیشو برامون بنویس هروقت تموم شد یکی دیگشو بنویس دوروز تو هفته هم استراحت کن و پارت ها رو جمع و جور کن.البته خودتون هرجور دوست دارید😘
۳ سال پیشنیایش
1فدا سرت ، به قول مامانا درست از هرچیزی مهمتره 🤣🤣
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
😂🙏🏻دقیقذ
۳ سال پیشالی
1هانترعزیزعزارئیلم که باشه همگی دوستش میداریممم😅😅😅
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
یچیبدتر اونه😂👌🏻
۳ سال پیشالی
0هی خدایایعنی من شانس ندارم هیچوقت توعمرم😅😅
۳ سال پیشگلی
1وای حدیث جون لطفا زودتربزار واینکه پارتاهم طولانی تربشن
۳ سال پیشیاسی
0پارت جدید
۳ سال پیشAa
1مثل همیشه عالی ممنون فکر کنم هانتر همه جا حضور داشته خدا به دادشون برسه باید اسمشو بزارید عزرائیل🤭🤭🤭🍀
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
دقیقا😂😂
۳ سال پیشیاسی
1هانتر عزرائیل رو گذاشته تو جیبش عزرائیل کلفت شه
۳ سال پیش:/
1جییییغغغغغ، چرا اینقد پارتا کمه هفته به هفته هم هست اصن ی وضعیی🥲.. هیجانمون داره میره هاا پارتا طولانی باشه😭😂
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
چون دارم دو رمان همزمان مینویسم
۳ سال پیشمهین
0چرا انقدر ایک رنان طولانیه یهو برو سر اصل مطلب دیگه بگو چه گناهی کرده الیسا و قراره چه اتفاقی بیافته و تاوان گناهش چیه من داره خوابم می بره میشه بگی این رمان چند تا پارت داره ؟ ممنون بابت رمان
۳ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
سرجمع دویست صفحه هم نشد تازه شروعشه😂😭 و اینکه رمان تمام نشده که بتونم بگم چندپارته، اصلا مشخص نیست
۳ سال پیشسینا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
سیتا
0خوب بود 🌻🌻
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

هستی
0قلمت خیلی خوبه جوری که آدم همش کنجکاوه ادامشو بخونه و خیلی خوشم اومد از رمان❤️🫶