شراب و خون به قلم آستاتیرا عزتیان
پارت بیست و پنجم :
-پس فردا شب یه مهمونی بزرگ قراره برگزار بشه...مهمونی که فقط هر پنج سال یه بار توی یه کشور برگزار میشه...یکی از مانکن هام خودکشی کرده...کاری که تو باید انجام بدی اینه که جایگزین اون بشی...همین!
دست های سردم و بین پاهام قایم کردم و با صدای ضعیفی پرسیدم-اونجا باید چیکار کنم؟؟
جرعه ای دیگه خورد و از جاش بلند شد-کاره خاصی قرار نیست انجام بدی.
گفت و به سمت راهرو اتاق ها رفت و من و با هزار س
لطفا صبر کنید...
