جوخه بیوه ها به قلم حدیث افشارمهر
پارت صد و پنجم :
با عجله به سمت موتورش رفت و سوار شد باید هر چه سریع تر به رییس می رسید تا مشورت کنه. گاز داد و به سمت خونه ی زیتون به حرکت در اومد.
جیسون اما کلافه و نفس زنان دستی به گردنش کشید و زیر لب گفت:
-چه بلایی سرت اومده اریکا؟ کاش اون شب می گرفتمت و به زورم که شده همه چیز رو از اون زبونت بیرون می کشیدم.
مایکل توی حیاط موتور رو ول کرد و به سمت جیسون دوید و داد زد:
-رییس.
جیسون که جفت دس
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۸۳۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهلا
0ممنونم حدیث...
۲ سال پیشZarnaz
2حس میکنم مایکل یا جی جی هست 😎عالی بود مرسی حدیث جونم 😘😘
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
❤️🫶
۲ سال پیشKimia
0عالی بود عزیزم موفق باشی💓
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
✨😍
۲ سال پیشسیتا
0اریکا رفت دور دور
۲ سال پیشاسرا
0😘🙏
۲ سال پیشایسا
0عالی بود یه سوال داشتم ساعت چندرمان رو میزاری
۲ سال پیش
حدیث افشارمهر | نویسنده رمان
3
۲ سال پیشFoZoL
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد
فاطمه
2این هیجان اریکا برای مسابقه موتور دوست دارم باز چه اتفاقی دار می اوفته چه تاریخی دار تکرار میشه ؟🤔؟ تردست امیدوارم به مسابقه بیاد چون هیجانش بیشتر میشه هر چه زود پارات بعد بیاد 🏍🏍🏍
۲ سال پیشاسما
1پارت مرموزی بود ولی خب قشنگ بود🥲
۲ سال پیشآمینا
2مرسی بابت پارت 🥰
۲ سال پیشآیلین
2یعنی اون چهره تردسته ؟ یعنی امشب بازم با هم روبه رو میشن ؟ منظور مایکل از اینکه تاریخ داره تکرار میشه چیه ؟ پارت گیج کننده ای بود ولی عالی بود 🤩☺😚
۲ سال پیشنازنین
1درست سر وقت حدیث خانوم عالی
۲ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نهان
2اون قیافه آشنایی که دید جیسون بود چونکه مطمئنم قبلا ،قبل از اینکه باهاش آشنا بشه بدون ماسک یجا دیدتش حالا اینجا ام ماسکشو در اورده،شایدم رئیس کوفتی بوده