پارت صد و یک :

_عزیزم…نمی‌خوای منو به یک نگاه مهمون کنی؟؟چشماتو باز کن؟
به سختی پلک‌هایم را باز کردم.حامد لبخند بزرگی بر لب داشت.ادامه داد:
_نازنینم…خوبی؟تو که منو نصفه عمر کردی!؟
نور مهتابی سقف چشمم را آزار داد.دست راستم را سایه‌بان چشمانم کردم و لب‌های خشک شده‌ام ، را به سختی تکان دادم:
_خوبم…لطفا لامپ خاموش کن..
سرفه‌های ممتدم مانع از ادامه جمله‌ام شد.حامد از میز کنار تخت ل

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!