فریه پینوکیو به قلم سیده نرجس کشاورزی
پارت سی و ششم :
***
قسمت هشتم
از فردا صبح افتادیم دنبال کار های دادگاه .
سخت بود .
شرایط هایش واقعا عجیب و سنگین بود .
مامان جون همانطور که گفته بود چند تا آشنا داشت که کارمان را راحت تر میکردند .
فرجام تا به خانه آمد و بحث را شنید گفت :
_ آلا این وسط زخم خورد ، اگر قرار بود کارمون به دادگاه بکشه چرا پای اون اومد وسط ما هم مثل محمود مØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
....
1فکر کنم شاید مثلا بخاطر اینکه نها بچه دار نمیشه . شاید .
۳ سال پیششیدا
1گروه خون رفتن آزمایش خونشون بهم خورد
۳ سال پیشملیکا
1آره خب پس چی میتونه باشه؟
۳ سال پیشنیروانا
1بیچاره آلا اون این وسط از همه بی گناه تره
۳ سال پیش*.....*
1واقعا بعد این بلایی که سر الا آورد اینطوری می تونه خوشحال باشه ؟؟.از اینکه بعد این همه سختی ای که میکشن جدا میشن دلم میگیرع
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

ملیکا
6همه چی که خوب پیش رفته ، چی شده که این دوتا جدا شدن؟ یعنی بخاطر بچه میتونه باشه؟