پارت نهم :

***

انتظار، حرکت عقربه‌های طلایی دیوار کوب را کسالت‌بار می‌کرد.

زرشکی جامد رژ را پی‌درپی روی لبان کشیده‌ام رقصاندم و از دید فؤاد به خودم نگریستم. از درون آینۀ تمام قدی که تناسب لب و لاک و ساتنِ لباسم را به رخِ خودم می‌کشید.

می‌دا ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!