حزین به قلم طیبه حیدرزاده
پارت سی :
روی لبتاپ تمرکز می کنم، ولی بدون رمزش کاری از دستم بر نمی آید. روی تخت بزرگش نشسته، به رو تختی طلایی و پر نقش و نگارش دست می کشم. این زن هیچ اثری از دغدغه هایش اینجا نیست، حتی عکس کوچکی ازپسر گمشده اش هم در پاتختی نگذاشته است.
من و افسون خیلی شبیه هم هستیم، هر دو گمشده هایی داشتیم، با این حساب که هیچ کس دنبال من نمی گشت!
پرده بزرگی مخمل بنفش سرتاسری روی پنجره کوچک اتاقش همیشه متعجبم
لطفا صبر کنید...
