پارت سی :

روی لبتاپ تمرکز می کنم، ولی بدون رمزش کاری از دستم بر نمی آید. روی تخت بزرگش نشسته، به رو تختی طلایی و پر نقش و نگارش دست می کشم. این زن هیچ اثری از دغدغه هایش اینجا نیست، حتی عکس کوچکی ازپسر گمشده اش هم در پاتختی نگذاشته است.
من و افسون خیلی شبیه هم هستیم، هر دو گمشده هایی داشتیم، با این حساب که هیچ کس دنبال من نمی گشت!
پرده بزرگی مخمل بنفش سرتاسری روی پنجره کوچک اتاقش همیشه متعجبم

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!