پارت یازده :

در دستم دردی وحشتناک احساس می کنم. زیرلب به سیاوش لعنت می فرستم. او گندکاری هایش تمامی ندارد. کسی به درب به ضربه میزند؛ لای در باز می شود و کله سیاوش مثل گربه شرک مظلوم بهم نگاه می کند. حتی دلم برایش نمی سوزد.یک صیاد به تمام معنی بود، با نگاهی پر از سرزنش به او می نگرم . او جزئی از زندگی تلخ و مصیبت بارم است.تقصیر اونیست که مرا در کودکی سر راه گذاشتند. ولی یک چیزهای حق مسلمم است، مثل همین خانه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!