پارت بیست و ششم :

(راوی)
یک هفته‌ای از بستری شدن آیه و آن اتفاقات گذشته بود. حال آیه رو به بهبود بود و امروز از بیمارستان مرخص می شد. علیرضا به خاطر رفاقتش با آیین پیگیر درمان آیه بود. دکترش را می‌شناخت و او اطمینان داده بود خطر جسمی رفع شده و به دنبال درمان روح و روانش باشند.مریم و آلاء هر روز کنارش بودند و با شوخی و خنده سعی داشتند او را از لاک تنهایی‌اش بیرون بکشند. آیین حرفی نمیزد فقط گوشه‌ای می‌ای

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مریم گلی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ریحانه عابدی (یسنا) | نویسنده رمان

    مرسی عزیزم

    ۲ سال پیش
کپی شد!