پارت پنجاه و یک :

_این کار که خیلی خطرناکه!
سیاوش پرسید:
_مگه چاره ی دیگه ای هست؟ هرچند که قبلاً هم گفتم این موضوع به تو مربوط نمیشه. اگه بخوای یه دعا بهت میدم که دست از سرت بردارن، ولی بعدش باید از اینجا بری، اینجا موندنت ریسک زیادی داره.
_چرا؟!
_چون ممکنه دوباره هوس کنن حالتو بگیرن، اگه بمونی شاید دوباره یه راهی براشون باز بشه، برگرد خونه!
همین که سیاوش اینو گفت پیام سرشو برگردوند و به مÙ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️