کوه آمین به قلم زهرا باقری
پارت پنجاه و یک :
_این کار که خیلی خطرناکه!
سیاوش پرسید:
_مگه چاره ی دیگه ای هست؟ هرچند که قبلاً هم گفتم این موضوع به تو مربوط نمیشه. اگه بخوای یه دعا بهت میدم که دست از سرت بردارن، ولی بعدش باید از اینجا بری، اینجا موندنت ریسک زیادی داره.
_چرا؟!
_چون ممکنه دوباره هوس کنن حالتو بگیرن، اگه بمونی شاید دوباره یه راهی براشون باز بشه، برگرد خونه!
همین که سیاوش اینو گفت پیام سرشو برگردوند و به مÙ
لطفا صبر کنید...
