قرار ما پشت شالیزار به قلم فرناز نخعی
پارت بیست و پنجم :
فصل پنجم
قطار هنوز داشت با سرعت پیش میرفت و از تصور آنچه خیلی زود قرار است رخ بدهد تنم به لرزش افتاده بود. مثل او از کنار نرده سرک کشیدم و وقتی با چشمم دیدم که پل به داخل تونل میرود باور کردم که باید فکر پریدن را کنار بگذاریم. آب دهانم را فرودادم و گفتم:
- اگه... اگه بریم روی سقف قطار چی؟
نگاهی به ارتفاع قطار انداختم.
- شاید اگه کمکم کنی بتونم برم...
لبهایش را روی هم فشØ
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
تارا
1خیلی قشنگ عالی عزیزم
۲ سال پیشاسرا
2تابان چه رنجهاکه نمی کشه عالیه فرنازبانو
۳ سال پیش
فرناز نخعی | نویسنده رمان
دقیقا... دخترمون داره با این وقایع رشد میکنه و بزرگ میشه ولی خیلی شرایط سختی داره
۳ سال پیشمریم
1خیلی رمان جذابیه توی یه شب کل پارت هایی که گذاشتین رو خوندم و خوشم اومد رمان های زیادی میخونم ولی بعضی از نویسنده ها هستند کع همچین قلم جذابی دارن لطفا پارتاتون رو طولانی تر یا روزی دوتا بزارین مرسی🌸
۳ سال پیش
فرناز نخعی | نویسنده رمان
مرسی که نظرتون رو برام نوشتید و بهم انرژی مثبت دادید عزیزم
۳ سال پیشسحر
2جزو بهترین رمانهایی بوده که تاحالا خوندم واقعا لذت میبرم از هر کلمه اش خیلی عالی
۳ سال پیش
فرناز نخعی | نویسنده رمان
مرسی که به جمع همراهانم پیوستی سحر عزیز
۳ سال پیشهانا
2خسته نباشی واقعا از خواندن رمانت لذت بردم منتظر ادامه رمانتم
۳ سال پیش
فرناز نخعی | نویسنده رمان
من هم خوشحالم که شما دوستان عزیز همراهم هستید
۳ سال پیشزهره
1خیلی رمان خوبی واقعا لذت بردم ومنتظر قسمت های بعدی هستم -ممنونم واقعا دستتون درد نکنه نویسنده محترم انشالله همیشه موفق باشید
۳ سال پیش
فرناز نخعی | نویسنده رمان
نوش نگاهتون عزیزم. خوشحالم که همراهیم میکنید
۳ سال پیشسارن
2عالییییی بهترین رمانیه که تویه عمرم خوندم خداکنه به جاهای خیلی قشنگی برسه لایک داری فرناز خانم🥲🦋🤍
۳ سال پیش
فرناز نخعی | نویسنده رمان
ممنونم سارن عزیز. حتما رمان به جاهای خوبی میرسه عزیزم.
۳ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فاطی
1انتخاب بین بد و بدتر...عاشقی راه پر پیچ و خمی دارد شیرین و دلچسب